ژورنالهای جعلی (Predatory Journals) چیست و چگونه علم را تهدید میکنند؟
دوره طلایی پژوهش
آموزش جامع پژوهش و پروپوزالنویسی علمی برای دانشجویان
این فایل صوتی با بهرهگیری از هوش مصنوعی و بر پایه متن این پست تهیه شده است تا درک و مطالعه مطلب را آسانتر کند.
وقتی «جین» به طب جایگزین روی آورد، او درمانهای استاندارد سرطان پستان را پشت سر گذاشته بود و درمانگرش مقالهای را دربارهٔ درمانی شامل تزریق ویتامینها به او نشان داد. آن مقاله برای جین و درمانگرش شبیه یک دلیل معتبر برای امیدواری بود، اما داماد جین فهمید آن مقاله از یک ژورنال جعلی یا ژورنال شکارچی (predatory journal) آمده بود و ادعاهایش دربارهٔ کیفیت و داوری همتا مشکوک بوده است. همین تجربه نشان داد که ژورنالهای جعلی میتوانند با ظاهری علمی، مسیر تصمیمگیری را برای افراد و حتی درمانگران تغییر دهند و اعتماد را جابهجا کنند.
ژورنالهای جعلی یک تهدید جهانی را شکل دادهاند و آنها مقالهها را برای چاپ میپذیرند و همزمان از نویسندگان هزینه دریافت میکنند، اما آنها کنترلهای کیفیِ وعدهدادهشده را انجام نمیدهند یا آنها را بهصورت قابلاتکا اجرا نمیکنند. این ژورنالها میتوانند بررسیهایی مانند تشخیص سرقت ادبی یا کنترلهای اخلاقی را کنار بگذارند و در عوض سرعتِ پذیرش را برجسته کنند. این وضعیت فقط به خوانندگان سادهدل آسیب نمیزند و پژوهشگران نیز آسیب میبینند، چون برخی پژوهشگران فریب میخورند و آثارشان را به جایی میسپارند که ممکن است دیده نشود یا اعتبار علمی به آن نسبت داده نشود.
پژوهشهایی که بر انتشار در این ژورنالها تمرکز کردهاند نشان دادهاند که بخشی از پژوهشگران در آنها منتشر کردهاند و تحلیلهای دیگر نیز نشان دادهاند که ناشران شکارچی میتوانند میلیونها دلار از محل هزینههای انتشار جمعآوری کنند. این هزینهها میتوانند در نهایت از سوی حامیان مالی پرداخت شوند و این چرخه میتواند منابع پژوهشی را از مسیر درست خارج کند. همین واقعیتها نشان میدهند که موضوع فقط «یک اشتباه فردی» نیست و یک مسئلهٔ ساختاری را ایجاد میکند.
در کنار همهٔ اینها، یک مانع مهم وجود دارد و آن مانع «نبودِ یک تعریف مورد توافق» برای نشر شکارچی است. وقتی تعریف مشترک شکل نگیرد، اندازهگیری، مقایسه و مداخله دشوار میشود و سیاستگذاریها پراکنده میمانند. در ادامه، متن حاضر با تکیه بر همان نکات کلیدی، تصویر روشنی از مفهوم ژورنالهای جعلی ارائه میکند و نشان میدهد که چرا تعریف، نشانهها و گامهای بعدی اهمیت دارند.
ژورنالهای جعلی به چه معنا هستند؟
ژورنالهای جعلی یا ژورنالهای شکارچی (predatory journals) به موجودیتهایی گفته میشوند که منافع خود را به بهای آسیب به پژوهش و دانش اولویت میدهند و با رفتارهایی مانند ارائهٔ اطلاعات نادرست یا گمراهکننده، انحراف از رویههای سردبیری و انتشار، نبود شفافیت، و استفاده از روشهای تهاجمی و بیتمایز برای جذب مقاله شناخته میشوند. این تعریف وقتی اهمیت پیدا میکند که یک ژورنال ظاهر رسمی را حفظ میکند اما در عمل استانداردهایی را که وعده میدهد اجرا نمیکند.
این ژورنالها معمولاً پذیرش مقاله را با دریافت هزینه همراه میکنند و در عین حال سازوکارهایی را که باید کیفیت را حفاظت کنند تضعیف میکنند یا کنار میگذارند. وقتی یک ژورنال، کنترلهای پایه مثل بررسی سرقت ادبی یا الزامات اخلاقی را انجام ندهد، مقاله میتواند بدون پالایش وارد چرخهٔ انتشار شود و بهعنوان «مدرک علمی» دیده شود. در چنین فضایی، مرز میان «انتشار علمی» و «انتشار ظاهراً علمی» کمرنگ میشود و همین کمرنگ شدن، خطر را افزایش میدهد.
چرا تعریف مشترک برای ژورنالهای جعلی اهمیت دارد؟
وقتی تعریف مشترک وجود نداشته باشد، پژوهش دربارهٔ میزان شیوع ژورنالهای جعلی به نتیجههای متفاوت میرسد و مداخلههای منسجم شکل نمیگیرد. یک مثال بالینی نشان میدهد که اختلاف تعریف چگونه میتواند اندازهگیری را تغییر دهد، چون معیارهای تشخیص «آنوریسم» آئورت در گذشته متفاوت بوده است و شیوع گزارششده بسته به تعریف تا چهار برابر فرق داشته است. وقتی معیارها تغییر میکنند، برآورد خطر و تصمیم دربارهٔ مداخله نیز پیچیده میشود و عدمقطعیت ایجاد میشود.
همین منطق در موضوع ژورنالهای جعلی هم کار میکند و اگر معیارها همپوشان یا متناقض باشند، پژوهشگران نمیتوانند یافتهها را با هم مقایسه کنند و سیاستگذاران نمیتوانند سیاستهای قابلاندازهگیری طراحی کنند. وقتی تعریف مشترک شکل بگیرد، یک نقطهٔ مرجع ایجاد میشود و همان نقطهٔ مرجع میتواند مبنای رصد، مقایسه و ارزیابی مداخلات شود. در نتیجه، تعریف مشترک فقط یک بحث نظری را ایجاد نمیکند و یک ابزار عملی را فراهم میکند.
ژورنالهای جعلی چگونه کار میکنند؟
ژورنالهای جعلی معمولاً مقاله را میپذیرند و هزینهٔ انتشار را دریافت میکنند، اما کنترلهای کیفیِ وعدهدادهشده را انجام نمیدهند. آنها میتوانند ادعا کنند که داوری همتا انجام میدهند، اما نشانهها نشان میدهند که فرایندها قابلاعتماد نیستند یا شفافیت ندارند. وقتی کنترلهایی مانند بررسی سرقت ادبی یا بررسی تأییدیهٔ اخلاقی انجام نشود، ژورنال به جای حفاظت از کیفیت، فقط نقش یک مسیر پرداخت و چاپ را بازی میکند.
این وضعیت میتواند برای خوانندهای که به مقاله نگاه میکند گمراهکننده باشد، چون خواننده میتواند «قالب مجله» را با «اعتبار علمی» یکی بگیرد. همین خطا در مورد جین رخ داد و مقالهای که شبیه دلیل معتبر دیده شد، از مسیری آمده بود که کیفیت را تضمین نکرده بود. این نمونه نشان میدهد که اثر ژورنال جعلی فقط در جامعهٔ دانشگاهی باقی نمیماند و میتواند به تصمیمهای زندگی واقعی نیز برسد.
ژورنالهای جعلی چه پیامدهایی ایجاد میکنند؟
ژورنالهای جعلی میتوانند آشفتگی ایجاد کنند و پژوهش کمکیفیت را ترویج کنند و منابع را هدر دهند. پژوهشگرانی که فریب میخورند ممکن است کارشان را در جایی منتشر کنند که دیده نشود و ارزش علمیِ مورد انتظار را ایجاد نکند. این اتفاق میتواند مسیر حرفهای پژوهشگر را تحت تأثیر قرار دهد، چون انتشار در یک ژورنال جعلی میتواند به جای تقویت اعتبار، ابهام ایجاد کند.
این ژورنالها میتوانند منابع مالی را نیز منحرف کنند، چون هزینههای انتشار میتواند از سوی حامیان مالی پرداخت شود و تحلیلها نشان دادهاند که ناشران شکارچی میتوانند میلیونها دلار از این مسیر جمعآوری کنند. وقتی منابع مالی در مسیرهای غیرقابلاتکا خرج شود، فرصت از پژوهشهای باکیفیت گرفته میشود و نظام پژوهشی آسیب میبیند. در کنار اینها، آسیب به اعتماد عمومی نیز رخ میدهد، چون مردم میتوانند به «ظاهر علمی» اعتماد کنند و نتیجهٔ گمراهکننده بگیرند.
چرا شناسایی ژورنالهای جعلی دشوار میشود؟
صدها مقالهٔ علمی دربارهٔ نشر شکارچی هشدار دادهاند و کمپینهایی مانند Think. Check. Submit. شکل گرفتهاند تا نویسندگان را راهنمایی کنند، اما دشواری شناسایی هنوز باقی مانده است. بیش از ۹۰ چکلیست برای شناسایی مجلات شکارچی وجود دارد و این تعداد میتواند برای نویسندگان گیجکننده باشد. وقتی چکلیستها زیاد میشوند و معیارها همپوشان یا متفاوت میشوند، تصمیمگیری دشوارتر میشود و خطا افزایش پیدا میکند.
برخی فهرستهای «مجلات باکیفیت» و «مجلات شکارچی» نیز شکل گرفتهاند و این فهرستها تقاضا برای راهنمایی را نشان میدهند، اما این فهرستها با هم ناسازگار میمانند و دسترسی به آنها گاهی دشوار میشود. این ناسازگاری میتواند باعث شود یک مجله در یک فهرست «مشکوک» دیده شود و در فهرست دیگر «قابلقبول» معرفی شود، و همین تضاد، اعتماد به فهرستها را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، عضویت یک مجله در نهادهایی مانند COPE یا حضور در نمایههایی مانند Web of Science یا ورود به DOAJ برای تضمین کیفیت کافی نیست، چون مجلات شکارچی راههایی برای نفوذ به این فهرستها پیدا کردهاند. همچنین مجلات تازهتأسیس باید دستکم یک سال منتشر شوند تا بتوانند برای نمایه شدن درخواست دهند و این وضعیت میتواند باعث شود ارزیابی بر پایهٔ فهرستها همیشه کامل نباشد. در نتیجه، هیچ ابزار واحدی که برای همهٔ موارد پاسخ بدهد شکل نمیگیرد و تصمیمگیری نیاز به دقت بیشتری پیدا میکند.
مسیر رسیدن به اجماع دربارهٔ تعریف ژورنالهای جعلی چگونه شکل گرفت؟
برای شکل دادن اجماع و ترسیم راهحلها، گروهی از ذینفعان طی دو روز در اتاوا گرد هم آمدند و ۴۳ شرکتکننده از ۱۰ کشور حضور داشتند. این گروه نمایندهٔ انجمنهای نشر، حامیان مالی پژوهش، پژوهشگران، سیاستگذاران، نهادهای دانشگاهی، کتابخانهها و «شرکای بیمار» بود و تمرکز اصلی بر علوم زیستپزشکی قرار داشت، اما توصیهها باید کاربرد گسترده داشته باشند. این گروه از یک پیمایش «دلفی تعدیلشده» در سه دور استفاده کرد و ۱۸ پرسش و ۲۸ زیرپرسش را بررسی کرد و ۱۲ ساعت بحث را انجام داد و سپس بازخورد و بازنگری را ادامه داد.
در این فرایند، حتی توافق بر سر استفاده از واژهٔ «شکارچی» دشوار شد و برخی افراد خواستند اصطلاحی به کار رود که پیچیدگیها را بهتر نشان دهد. گزینههایی مانند «تاریک»، «فریبنده»، «نامشروع» و «بدنیت» مطرح شدند، اما گروه در نهایت به این نتیجه رسید که واژهٔ «شکارچی» در جامعهٔ علمی جا افتاده است و تغییر کامل نامگذاری منابع زیادی میخواهد. گروه ترجیح داد منابع به جای نامگذاری جدید صرف مقابله با خود مشکل شود و به همین دلیل توصیه کرد واژهٔ «شکارچی» حفظ شود و محدودیتهای آن نیز یادآوری شود.
چهار نشانهٔ کلیدی ژورنالهای جعلی که باید شناخته شوند
۱) ژورنالهای جعلی اطلاعات نادرست یا گمراهکننده ارائه میکنند
ژورنالهای جعلی معمولاً در وبسایت یا ایمیلها تناقضگویی ایجاد میکنند و «ضریب تأثیر» جعلی ارائه میدهند و آدرسهای نادرست میدهند. آنها میتوانند اعضای هیئت تحریریه را تحریف کنند و ادعاهای دروغین دربارهٔ نمایه شدن یا عضویت در انجمنها مطرح کنند. آنها میتوانند دربارهٔ سختگیری داوری همتا ادعاهای گمراهکننده مطرح کنند و همین ادعاها میتواند تصمیم نویسنده و خواننده را تحت تأثیر قرار دهد.
۲) ژورنالهای جعلی از بهترین رویههای سردبیری و انتشار منحرف میشوند
بهترین رویهها در بیانیهٔ مشترک اصول شفافیت و بهترین رویه در نشر علمی مطرح شدهاند و ژورنالهای جعلی میتوانند از این اصول فاصله بگیرند. آنها میتوانند سیاست بازپسگیری مقاله (retraction) نداشته باشند یا هنگام انتشارِ دسترسی آزاد، انتقال حقکپیرایت را مطالبه کنند یا مجوز Creative Commons را مشخص نکنند. تشخیص برخی از این موارد پیش از ارسال مقاله دشوار میشود، اما مجلات معتبر معمولاً اطلاعات را شفاف و آسان در دسترس قرار میدهند و همین تفاوت میتواند بهعنوان یک نشانه عمل کند.
وبسایت غیرحرفهای که غلطهای املایی یا دستوری دارد یا متنهای نامرتبط را نشان میدهد میتواند زنگ خطر ایجاد کند، اما این زنگ خطر همیشه قطعی عمل نمیکند. یک مجلهٔ خوشنیت اما کممنبع میتواند وبسایت حرفهای نگه ندارد و مجلهٔ تازهتأسیس نیز میتواند هنوز در فهرستها نباشد. با این حال، گروهی که روی تعریف کار کرد توافق کرد که بار اثبات باید بر دوش خود مجله باشد و مجله باید شواهد شفاف ارائه کند.
۳) ژورنالهای جعلی شفافیت را کاهش میدهند
شفافیت در فرایندهای عملیاتی همیشه بهطور کامل در نشر دانشگاهی جاری نمیشود، اما نبود شفافیت در ژورنالهای جعلی آنقدر مهم میشود که باید جداگانه دیده شود. ناشران شکارچی اغلب اطلاعات تماس یا جزئیات هزینهٔ پردازش مقاله را ارائه نمیکنند یا آنها را بهگونهای مبهم بیان میکنند. سردبیران و اعضای هیئت تحریریه نیز میتوانند قابل راستیآزمایی نباشند و این وضعیت میتواند پیگیری و اعتماد را سخت کند.
۴) ژورنالهای جعلی جذب تهاجمی و بیتمایز انجام میدهند
مجلات معتبر نیز میتوانند گاهی درخواست ارسال مقاله بدهند، اما ژورنالهای جعلی معمولاً از روشهای تهاجمی مثل ایمیلهای مکرر استفاده میکنند. این پیامها میتوانند بیش از حد چاپلوسانه باشند یا با اشاره به آثار قبلی پژوهشگر ادعا کنند که برای شمارهٔ آینده فوراً به مقاله نیاز دارند. وقتی حوزهٔ دعوتشده بیرون از دامنهٔ مجله قرار بگیرد، نشانهٔ هشدار واضح شکل میگیرد و نویسنده باید دقت بیشتری انجام دهد.
چرا برخی معیارها در تعریف نهایی وارد نشدند؟
گروه تعریفساز برخی گزینهها را عمداً وارد فهرست نکرد، چون سنجش آنها دشوار میشد. آنها «کیفیت مجله» و «قصد فریب» را کنار گذاشتند، چون تمایز بین یک ژورنال جعلی و یک مجلهٔ کممنبع سخت میشود و قصد نیز بهسختی سنجیده میشود. وقتی بسیاری از ویژگیهای تعریفشده وجود داشته باشد، گروه نتیجه گرفت که شاید تشخیص قصد لازم نباشد و تمرکز باید روی رفتارهای قابل مشاهده قرار بگیرد.
بحثبرانگیزترین حذف به «کیفیت داوری همتا» مربوط شد و گروه توضیح داد که ارزیابی عملی آن اکنون ممکن نمیشود. گروه اشاره کرد که بسیاری از مجلات معتبر هم فرایند داوری را به اندازهٔ کافی شفاف نمیکنند و انتشار نظر داوران یا دادههای مرتبط همیشه انجام نمیشود. در نتیجه، کیفیت داوری و برخی معیارهای ذهنی بیش از حد نامطمئن میمانند و گروه ترجیح داد تعریف بر ویژگیهایی تکیه کند که شناسایی آنها عملیتر میشود.
چرا هیچ فهرستی برای تشخیص ژورنالهای جعلی کافی نیست؟
ارزیابیها دربارهٔ اینکه کدام مجلات «شکارچی» یا «معتبر» هستند همیشه با هم همخوان نمیمانند و ممکن است یک عنوان در هر دو دسته دیده شود. گاهی روشن نمیشود که چه مجلاتی بررسی شدهاند اما وارد فهرست نشدهاند، یا چه مجلاتی اصلاً بررسی نشدهاند. همین ابهام باعث میشود فهرستها بهتنهایی نقش قطعی نداشته باشند و نویسنده و نهادهای پژوهشی به سازوکارهای دقیقتری نیاز داشته باشند.
در این فضا، فهرستهایی مثل فهرست بیل نقش تاریخی در برجسته کردن مسئله داشتهاند، اما دربارهٔ شفافیت آنها نقدهایی مطرح شده است و برخی از آنها نیز متوقف شدهاند. در مقابل، DOAJ به اطلاعات ناشران تکیه میکند و عناوینی را که معیارهای کیفی را ندارند حذف میکند، اما همین سازوکار هم بهتنهایی تضمین مطلق ایجاد نمیکند. بنابراین هیچ «فهرست فرمانروا» شکل نمیگیرد و تصمیمگیری نیازمند فهم تعریف و نشانهها میماند.
گامهای بعدی برای مقابله با ژورنالهای جعلی چه مسیرهایی را نشان میدهد؟
برخی سازمانها و دولتها اقدامهایی را آغاز کردهاند و برای نمونه در سال ۲۰۱۷ مؤسسهٔ NIH بیانیهای منتشر کرد و پژوهشگرانِ تحت حمایت خود را تشویق کرد که در مجلات معتبر منتشر کنند. کمیسیون کمکهزینههای دانشگاهی هند نیز فهرست مرجعی از مجلات قابلاعتماد ساخته است و آن کمیسیون اکنون مشوقهای انتشار دانشگاهی را بازنگری میکند و دورهٔ آموزشی تدوین میکند تا پیام را تقویت کند. COPE نیز در نوامبر ۲۰۱۸ نشستی دربارهٔ نشر شکارچی برگزار کرد و مشکلات و راهحلها را بررسی کرد و همین اقدامات نشان داد که توجه نهادی شکل گرفته است.
با این حال، تلاشهای پراکنده تا اینجا نتوانستهاند مشکل را کنترل کنند، چون مشکل بهصورت پیوسته تکثیر میشود و با سیاستها سازگار میشود. نیاز میتواند با سازگار شدن نویسندگان با Plan S و الزامات مشابه بیشتر شود، چون برخی حامیان مالی مانند بسیاری از نهادهای اروپایی، سازمان جهانی بهداشت و بنیاد بیل و ملیندا گیتس از پژوهشگران میخواهند که دسترسی آزاد را رعایت کنند. وقتی الزام دسترسی آزاد افزایش پیدا کند، ژورنالهای جعلی میتوانند از سردرگمی بهره ببرند و خود را «گزینهٔ ساده» معرفی کنند و همین احتمال را افزایش میدهد.
گروه تعریفساز توضیح داد که تعریف اجماعی میتواند رصد مشکل را در طول زمان بهتر کند و نتایج مطالعات را قابلمقایسه کند و راهبردهای مداخلهای را طراحی و اجرا و ارزیابی کند. گروه گفت که در ماههای آینده بازخورد دریافت میکند و تعریف را کاربردیتر میکند تا حامیان مالی و دانشگاهها مطمئن شوند پژوهشگران از ارسال مقاله به ژورنالهای جعلی یا درج چنین انتشارهایی در رزومه خودداری میکنند. این مسیر نشان میدهد که تعریف فقط پایان کار را نشان نمیدهد و آغاز یک برنامه را نشان میدهد.
بهعنوان گام نخست، گروه ایجاد یک پورتال را مطرح کرد که تعریف و منابع آموزشی را به چند زبان ارائه میکند و راههای مشارکت را توضیح میدهد و آن پورتال در OSF قرار میگیرد. گروه سپس ایجاد یک «رصدخانهٔ بینالمللی» را مطرح کرد تا دادههای مربوط به این مشکل را گردآوری کند و شمار انتشارها در ژورنالهای جعلی را به تفکیک رشته و جغرافیا گزارش کند. گروه همچنین گفت که با حامیان مالی، نهادها، بیماران و ذینفعان دیگر همکاری میکند تا منابع ارزیابی کیفیت مجله را بهصورت تدریجی توسعه دهد و برای ساخت و آزمون یک ابزار دیجیتال نیز دنبال بودجه میگردد.
گروه تأکید کرد که مقابله با نشر شکارچی باید مستمر و سازگارپذیر باشد، چون فرهنگ «منتشر کن یا حذف شو» میتواند محیط رشد را ایجاد کند و آگاهی ناکافی و دشواری تشخیص نیز میتواند مشکل را تشدید کند. ژورنالهای جعلی میتوانند بهسرعت با سیاستها سازگار شوند و با آزمایش قالبها و مدلهای کسبوکار آنلاین، جعل ناشران ظاهراً «معتبر» میتواند آسانتر شود. در نتیجه، جامعهٔ علمی باید همراه با تعریف، پیگیری و همکاری را ادامه دهد و این فراخوان اقدام را جدی بگیرد.
جمعبندی: چرا شناخت ژورنالهای جعلی ضرورت دارد؟
ژورنالهای جعلی با ظاهری علمی میتوانند اعتماد را جابهجا کنند و پژوهش کمکیفیت را ترویج کنند و منابع را هدر دهند. نبود تعریف مشترک میتواند اندازهگیری و سیاستگذاری را دشوار کند، اما تعریف اجماعی میتواند معیارهای روشنتری را ایجاد کند و رصد و مداخله را تقویت کند. وقتی نشانههای کلیدی مانند اطلاعات گمراهکننده، انحراف از بهترین رویهها، نبود شفافیت و جذب تهاجمی شناخته شود، تصمیمگیری دقیقتر میشود و آسیب کاهش پیدا میکند. وقتی همکاری نهادی و آموزشی و رصد بینالمللی شکل بگیرد، مقابله میتواند هدفمندتر شود و علم میتواند بهتر حفاظت شود.
منابع
کلمات کلیدی:
کامنتها
هیچ کامنتی برای این پست وجود ندارد.
مطالب مرتبط
امتیازدهی
نظر خود را برای ما ارسال کنید
اگر وارد حساب کاربری شوید، فیلدهای نام و ایمیل به طور خودکار پر میشوند.