پذیرش مقاله و نرخ پذیرش مجله: راهنمای تفسیر و یافتن شانس اکسپت
دوره طلایی پژوهش
آموزش جامع پژوهش و پروپوزالنویسی علمی برای دانشجویان
این فایل صوتی با بهرهگیری از هوش مصنوعی و بر پایه متن این پست تهیه شده است تا درک و مطالعه مطلب را آسانتر کند.
هر مجلهٔ علمی وظیفه دارد پژوهشهای حوزهٔ خودش را منتشر کند و آنها را در همان جامعهٔ علمی منتشر و توزیع کند. در دل این وظیفه، مجله نقشی شبیه «دروازهبان» (Gatekeeper) هم دارد و باید مشخص کند کدام پژوهشها شایستگی انتشار در صفحات مجله را دارند. چون همهٔ مقالههای ارسالی نمیتوانند پذیرفته شوند، تیم سردبیری بخشی از مقالات را رد میکند و این رد شدن میتواند قبل از داوری همتا (Peer review) رخ بدهد یا بعد از آن رخ بدهد. نویسنده وقتی دربارهٔ پذیرش مقاله فکر میکند، معمولاً همین تصمیمهای رد و پذیرش را میبیند و آنها را بخشی از فرایند انتشار میداند.
نویسنده وقتی مقصد ارسال را انتخاب میکند، معمولاً دنبال نشانههایی میگردد که مسیر پذیرش را روشنتر کند. یکی از نشانههایی که زیاد دیده میشود «نرخ پذیرش» (Acceptance rate) است و بسیاری آن را بهعنوان درصدی از پذیرش مقاله در نظر میگیرند. با این حال، این عدد هرچند ساده به نظر میرسد، اما همیشه ساده تفسیر نمیشود و باید با دقت دیده شود.
نرخ پذیرش مقاله چیست و چه چیزی را نشان میدهد؟
نرخ پذیرش مقاله، نسبت مقالههایی را نشان میدهد که از میان همهٔ مقالههای ارسالی برای انتشار انتخاب میشوند. این نرخ در تعریف سادهاش، «نسبت انتخاب برای انتشار از میان کل ارسالها» را بیان میکند و به همین دلیل، برای نویسنده ظاهراً یک معیار مستقیم میشود. نویسنده ممکن است هنگام تصمیمگیری برای ارسال، این نسبت را در نظر بگیرد و تصور کند که با دیدن نرخ، شانس اکسپت را بهتر میسنجد.
در ظاهر، نرخ پذیرش یک معیار سرراست به نظر میرسد، زیرا عددی را ارائه میکند که از یک صورت و یک مخرج ساخته میشود. اما این عدد میتواند تحتتأثیر علتهای رد شدن، سیاستهای سردبیری، و حتی روش محاسبه قرار بگیرد. به همین دلیل، نویسنده باید بداند این عدد دقیقاً چه چیزی را اندازه میگیرد و چه چیزی را بهتنهایی اندازه نمیگیرد.
فرمول رایج برای محاسبهٔ نرخ پذیرش
برای محاسبهٔ نرخ پذیرش، معمولاً تعداد مقالههای پذیرفتهشده بر تعداد مقالههای ارسالی تقسیم میشود. به طور مثال، یک مجله در یک سال ۶۰ مقاله را میپذیرد و در همان سال ۵۰۰ مقاله دریافت میکند. در این حالت، ۶۰ بر ۵۰۰ برابر با ۰٫۱۲ میشود و نویسنده نرخ پذیرش را ۱۲ درصد گزارش میکند. این مثال نشان میدهد که نرخ پذیرش میتواند بهسادگی به یک درصد تبدیل شود و به شکل یک عدد قابل مقایسه دیده شود.
این محاسبه در نگاه اول ساده میشود و نویسنده ممکن است نتیجه بگیرد که مجله نسبتاً گزینشگر است. با این حال، بلافاصله پرسش مهمی مطرح میشود که خودِ عدد بهتنهایی توضیح نمیدهد که چرا یک مقاله رد شده است و چه معنایی از کیفیت یا تناسب موضوعی میدهد. بنابراین، نویسنده باید از خودش بپرسد که پشتِ همان درصد رد شدن، چه علتهایی قرار میگیرد.
نرخ پایین یا بالا چه معنایی میتواند داشته باشد؟
وقتی یک مجله نرخ پذیرش پایینی دارد، بسیاری از افراد آن را نشانهای از «پرستیژ» بیشتر میدانند و تصور میکنند مجله سختگیرتر است. این برداشت رایج به نظر میرسد، اما همزمان میتوان گفت که رد شدن یک مقاله الزاماً به معنای ضعیف بودن مقاله نیست. زیرا یک مقاله میتواند از نظر نویسنده بسیار قوی باشد، اما موضوع آن با دامنهٔ مجله همخوانی نداشته باشد و به همین دلیل رد شود.
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که نرخ پذیرش همیشه معیار دقیقی برای سنجش سختگیریِ انتخاب نیست، زیرا دلیل رد شدن میتواند به «تناسب با دامنه» مربوط باشد و نه به کیفیت نگارش یا ارزش علمی. نویسنده اگر فقط به عدد نگاه کند، ممکن است تفاوت میان «رد شدن به دلیل کیفیت» و «رد شدن به دلیل خارج بودن از دامنه» را نبیند. نویسنده وقتی این تفاوت را در نظر میگیرد، میتواند از نرخ پذیرش بهعنوان یک نشانهٔ کلی استفاده کند و همزمان درک کند که این نشانه جای تحلیل متن و دامنه را نمیگیرد.
نرخ پذیرش بهعنوان معیار تصمیم ارسال چگونه دیده میشود؟
نرخ پذیرش «یک معیار ظاهراً مستقیم» معرفی میشود که نویسنده میتواند در انتخاب مجله برای سابمیت مقاله در نظر بگیرد. نویسنده وقتی با چند گزینه روبهرو میشود، ممکن است نرخ پذیرش را کنار هم بگذارد و تصور کند که با نرخ بالاتر، شانس پذیرش بیشتر میشود. اما همین نگاه، اگر بدون توجه به نحوهٔ محاسبه یا سیاستهای غربالگری باشد، میتواند سادهانگارانه شود.
نویسنده اگر نرخ پذیرش را فقط بهعنوان درصد پذیرش تفسیر کند، میتواند نقش تصمیمهای قبل از داوری را نادیده بگیرد. مجله میتواند مقاله را قبل از داوری رد کند و این تصمیم میتواند به دلیل ضعف نگارش یا به دلیل خارج بودن از دامنه رخ بدهد. بنابراین، حتی وقتی نرخ پذیرش پایین دیده میشود، نویسنده باید احتمال «عدم تناسب با دامنه» را هم در نظر بگیرد، زیرا این عامل بهعنوان توضیحی جدی برای رد شدن مطرح میشود.
چرا نرخ پذیرش همیشه ساده و قابل مقایسه نیست؟
پیچیدگی اصلی زمانی شروع میشود که مجلات نرخ پذیرش را به شیوههای متفاوت محاسبه میکنند یا دادهها را به شکل متفاوتی میشمارند. به همین دلیل، دو مجله میتوانند با شرایط نزدیک به هم، عددهای متفاوتی ارائه کنند و خواننده بدون دانستن روش محاسبه، برداشت یکسانی از آنها نداشته باشد. نویسنده اگر قصد مقایسه دارد، باید اول مطمئن شود که اعداد با یک تعریف تولید شدهاند.
تفاوت در روش محاسبه: «ارسالها» یا «پذیرشها و ردها»
برخی مجلات نرخ پذیرش را با تقسیم تعداد پذیرشها بر تعداد کل ارسالها محاسبه میکنند. در همان مثال قبلی، این روش به ۱۲ درصد میرسد. اما روش دیگری هم میتواند باشد که در آن مجله تعداد پذیرشها را بر مجموع پذیرشها و ردها تقسیم میکند. در مثال، مجله با همین دادهها عدد ۶۰ را بر ۵۶۰ تقسیم میکند و به عدد ۰٫۱۰۷ میرسد و نرخ حدود ۱۱ درصد گزارش میکند.
این تفاوت کوچک به نظر میرسد، اما برای نویسنده مهم میشود، زیرا عدد گزارششده میتواند بر تصمیم ارسال اثر بگذارد. آگاهی از نحوهٔ محاسبه به همان اندازهٔ خودِ نرخ اهمیت دارد، زیرا ممکن است دو مجله با تعداد پذیرش و رد مشابه، نرخهایی با اختلاف ظاهری ارائه کنند. نویسنده وقتی میخواهد نرخ را تفسیر کند، باید بداند مجله از کدام کسر استفاده کرده است.
تفاوت در اینکه «چه چیزی» شمرده میشود
برخی مجلات اجازه میدهند سردبیر مشخص کند کدام مقالهها اصلاً به تیم سردبیری یا مسیر بررسی برسند. در چنین وضعیتی، مجله ممکن است نرخ پذیرش را فقط بر اساس همان مقالهها گزارش کند که وارد چرخهٔ بررسی شدهاند و نه بر اساس همهٔ مقالههای دریافتشده. این وضعیت باعث میشود که نرخ گزارششده با آنچه نویسنده از «کل ارسالها» تصور میکند، فرق داشته باشد و مقایسه را دشوار کند.
همچنین بعضی سردبیران شمارش دقیق را انجام نمیدهند و نرخ پذیرش را بهصورت برآوردی گزارش میکنند. این وضعیت هم به نویسنده نشان میدهد که نرخ پذیرش همیشه یک عدد دقیق و کاملاً هممعنا در همهٔ مجلات نیست و گاهی به کیفیت دادههای گزارششده هم وابسته میشود. نویسنده اگر این نکته را بداند، میتواند نرخ پذیرش را با احتیاط بیشتری بخواند و از نتیجهگیریهای قطعی فاصله بگیرد.
اثر تخصصی بودن دامنه بر برداشت از نرخ
اگر یک مجله بسیار تخصصی باشد و فقط تعداد کمی پژوهشگر بتوانند دربارهٔ دامنهٔ آن مقاله بنویسند، نرخ پذیرش میتواند بهصورت مصنوعی بالا برود. در این حالت، نویسنده ممکن است نرخ پذیرش بالاتری ببیند، اما این نرخ بالا لزوماً به معنای آسانتر بودن پذیرش نیست و میتواند بازتاب محدود بودن جامعهٔ نویسندگان در آن حوزه باشد. بنابراین، نویسنده باید هم عدد را ببیند و هم زمینهٔ انتشار را در نظر بگیرد.
نرخ پذیرش میتواند گاهی پیامهای مختلفی را حمل کند و نویسنده باید آن را در بافت دامنه و سیاستهای مجله بخواند.
وقتی مقاله رد میشود، چه معنایی میتواند داشته باشد؟
رد شدن میتواند قبل از داوری رخ بدهد یا بعد از آن رخ بدهد و هر کدام معنای متفاوتی میتواند داشته باشد. اگر رد شدن قبل از داوری رخ بدهد، میتوان آن را به تصمیم سردبیری نسبت داد و گفت مجله ممکن است مقاله را برای داوری ارسال نکند. اگر رد شدن بعد از داوری رخ بدهد، مقاله مرحلهٔ داوری را طی کرده است و سپس تصمیم نهایی صادر شده است.
با این حال، در هر دو حالت، رد شدن فقط یک پیام واحد ندارد. یک مقاله میتواند به دلیل ضعف نگارش رد شود و یک مقاله میتواند به دلیل خارج بودن از دامنه رد شود. بنابراین، نویسنده باید هنگام خواندن نرخ پذیرش و هنگام دریافت پاسخ رد، این احتمالها را در نظر بگیرد و تصمیم خود را فقط بر اساس یک برداشت ساده بنا نکند. نویسنده اگر دامنهٔ مجله را دقیقتر بخواند، میتواند احتمال رد شدن بهدلیل عدم تناسب را کمتر کند.
یافتههای گزارششده دربارهٔ نرخ پذیرش چه میگویند؟
در یک بررسی بیش از ۲۳۰۰ مجله بررسی شده است و بیش از ۸۰ درصد آنها توسط Elsevier منتشر شدهاند. در این بررسی، نرخ پذیرش متوسط ۳۲ درصد محاسبه شده است و دامنهٔ نرخها از کمی بیش از ۱ درصد تا ۹۳٫۲ درصد گزارش شد. این اعداد نشان میدهند که نرخ پذیرش میتواند در مجلات مختلف بسیار متفاوت باشد و نویسنده نمیتواند یک عدد را بهعنوان «قاعدهٔ عمومی» برای همهٔ حوزهها تصور کند.
وقتی به جنبههای مختلف همین گروه از مجلات نگاه میشود، میتوان چند نتیجهٔ کلی به دست آورد. نویسنده با دیدن این نتیجهها میتواند بفهمد که نرخ پذیرش تنها به کیفیت مقاله وابسته نمیشود و ساختار و ویژگیهای مجله هم میتوانند نقش داشته باشند.
مجلات بزرگ و مجلات کوچک چگونه تفاوت نشان میدهند؟
مجلات بزرگ معمولاً نرخ پذیرش پایینتری از مجلات کوچک دارند و این نرخ در بازهای بین ۱۰ تا ۶۰ درصد دیده میشود. این مشاهده به نویسنده کمک میکند که وقتی با مجلهای بزرگ روبهرو میشود، انتظار داشته باشد که تعداد ارسالها بیشتر شود و گزینشگری هم بهصورت عددی پایینتر دیده شود. البته همچنان این الگو یک قاعدهٔ مطلق برای همهٔ مجلات نیست و نویسنده باید آن را در کنار سایر عوامل ببیند.
قدمت مجله چه ارتباطی با نرخ پذیرش دارد؟
مجلات قدیمیتر نرخ پذیرش پایینتری از مجلات جدیدتر دارند، اما تفاوت خیلی زیاد گزارش نمیشود. این نتیجه به نویسنده نشان میدهد که سن مجله میتواند با الگوهای پذیرش همراه شود، اما نمیتواند بهتنهایی تصمیم را تعیین کند. نویسنده اگر فقط به «قدیمی بودن» نگاه کند، میتواند تفاوتهای جزئی را بیش از حد بزرگ ببیند و از عوامل مهمتر غافل شود.
مجلات با ایمپکت فاکتور بالا چه تصویری از پذیرش ارائه میکنند؟
مجلات با ضریب تأثیر بالا معمولاً نرخ پذیرش نسبتاً پایینی دارند، اما در همین گروه هم تنوع زیادی دیده میشود. به طور معمول بازهای بین ۵ تا ۵۰ درصد برای نرخ پذیرش این دسته ذکر میشود و نشان میدهد که ایمپکت بالا همیشه به معنای نرخ بسیار پایین و یکسان نیست. نویسنده اگر فقط به ایمپکت نگاه کند، ممکن است انتظار یک عدد ثابت داشته باشد، اما سیاستها و سازوکارهای مجله میتوانند این عدد را جابهجا کنند. نویسنده وقتی نرخ را میبیند، باید به یاد داشته باشد که «ایمپکت» و «پذیرش» همیشه هممعنا نمیشوند و میتوانند مستقل از هم تغییر کنند.
مقالات مروری چه رابطهای با نرخ پذیرش دارند؟
رابطهای میان سهم مقالات مروری و نرخ پذیرش مشاهده نشده است. این نتیجه به نویسنده میگوید اگر یک مجله مقالات مروری بیشتری منتشر کند، به این معنا نیست که نرخ پذیرش آن الزاماً تغییر میکند. بنابراین، نویسنده وقتی دربارهٔ نوع مقاله فکر میکند، نمیتواند صرفاً با اتکا به این عامل، نرخ پذیرش را پیشبینی کند و باید به سیاستهای همان مجله نگاه کند.
مدلهای دسترسی آزاد چه تفاوتی را نشان میدهند؟
مجلات دسترسی آزاد طلایی (Gold open access) نرخ پذیرش بالاتری نسبت به مدلهای دیگر دسترسی آزاد دارند. نویسنده با توجه به این نکته میتواند هنگام مقایسهٔ مجلات، مدل دسترسی و تازگی مجله را هم در کنار نرخ پذیرش ببیند و از مقایسهٔ سادهٔ اعداد فاصله بگیرد. نویسنده اگر فقط «دسترسی آزاد بودن» را ببیند، ممکن است تفاوت میان مدلها را نبیند و برداشت دقیقی از نرخ نداشته باشد.
حوزهٔ علمی چه نقشی در تفاوت نرخها دارد؟
رابطهای میان گسترهٔ دامنهٔ یک مجله و نرخ پذیرش دیده نشده است، اما مجلات حوزهٔ علوم صوری مانند ریاضیات، اقتصاد و علوم کامپیوتر نرخ پذیرش پایینتری از مجلات پزشکی و علوم زیستی داشتهاند. این مقایسه به نویسنده نشان میدهد که زمینهٔ رشته میتواند در الگوهای پذیرش اثر بگذارد، حتی وقتی وسعت دامنه بهتنهایی رابطهٔ روشنی نشان نمیدهد. نویسنده اگر حوزهٔ خودش را در نظر بگیرد، میتواند نرخهای همان حوزه را واقعبینانهتر تفسیر کند.
آیا نرخ پذیرش معیار ارزیابی مجله میشود؟
نرخ پذیرش میتواند برای نویسنده مفید باشد، زیرا تصویری از نسبت پذیرش به ارسال ارائه میدهد. اما این تصویر میتواند ناقص باشد، زیرا دلیل رد شدن میتواند خارج بودن از دامنه باشد، و روش محاسبه میتواند متفاوت باشد، و شمارش میتواند برآوردی باشد.
بنابراین، نرخ پذیرش به نویسنده کمک میکند که آن را بهعنوان یک «نشانه» ببیند و نه بهعنوان یک قضاوت قطعی دربارهٔ کیفیت یا سختگیری. نویسنده اگر این نگاه را داشته باشد، میتواند تصمیم ارسال را واقعبینانهتر انجام بدهد و از برداشتهای سادهانگارانه فاصله بگیرد. برخی ناشران یا مجلات میتوانند نرخ را به شکلهای مختلف گزارش کنند و همین موضوع نشان میدهد که نرخ پذیرش همیشه یک معیار ارزیابیِ بیابهام نمیشود.
نویسنده هنگام دیدن نرخ پذیرش چه پرسشهایی را مطرح میکند؟
نویسنده وقتی نرخ پذیرش را میبیند، میتواند چند پرسش را مطرح کند تا عدد برای او معنیدارتر شود. نویسنده میتواند بپرسد آیا مجله نرخ را بر اساس کل ارسالها محاسبه میکند یا بر اساس مجموع پذیرش و رد محاسبه میکند. نویسنده میتواند بپرسد آیا مجله همهٔ مقالههای دریافتشده را در محاسبه میآورد یا فقط مقالههایی را میشمارد که به تیم سردبیری یا چرخهٔ بررسی رسیدهاند. نویسنده میتواند بپرسد آیا نرخ گزارششده دقیق شمرده شده است یا برآوردی گزارش شده است.
نویسنده همچنین میتواند از خودش بپرسد آیا مقالهٔ او با دامنهٔ مجله سازگار میشود یا نه، زیرا خارج بودن از دامنه میتواند حتی یک مقالهٔ خوب را هم رد کند.
چگونه نرخ پذیرش مقاله و مجله را پیدا کنیم؟
فهرست جامع و واحدی برای نرخ پذیرش همهٔ مجلات وجود ندارد، اما این اطلاعات معمولاً در گزارشهای سردبیری، ابزارهای یافتن مجله، و صفحههای مربوط به شاخصها در خودِ وبسایت مجله پیدا میشود.

ارتباط مستقیم با مجله چگونه کمک میکند؟
نویسنده میتواند با سردبیر یا مجله تماس بگیرد و نرخ پذیرش را درخواست کند و در بسیاری از موارد، مجله این عدد را در اختیار او قرار میدهد. این روش برای نویسنده مفید میشود، زیرا او میتواند علاوه بر خودِ نرخ، دربارهٔ نحوهٔ محاسبه هم سؤال بپرسد و برداشت دقیقتری بسازد. نویسنده اگر تنها یک عدد دریافت کند، میتواند همچنان دربارهٔ صورت و مخرج همان عدد هم پرسش مطرح کند.
منابع نشر و منابع تخصصی چه نقشی دارند؟
نویسنده میتواند سراغ منابع نشر یا پایگاههای کتابخانهای حوزهٔ خودش برود و گاهی نرخ پذیرش را در آنجا پیدا کند. این مسیر برای نویسنده زمانی ارزش پیدا میکند که مجله نرخ را در صفحهٔ اصلی خودش اعلام نکند و دسترسی مستقیم هم سریع نباشد. نویسنده وقتی به منابع حوزهٔ خودش مراجعه میکند، میتواند عدد را در کنار اطلاعات همان حوزه ببیند و برداشتش را دقیقتر کند.
جستوجو در وب چگونه انجام میشود؟
برخی مجلات نرخ پذیرش را در صفحهٔ اصلی خودشان منتشر میکنند و نویسنده میتواند با جستوجو آن را پیدا کند. اگر نویسنده نام یک جامعهٔ علمی را جستوجو کند، ممکن است نرخ پذیرش مجلات وابسته به آن جامعه را هم ببیند. در این روش هم نویسنده باید دقت کند که عدد از کجا آمده است و با چه روشی محاسبه شده است، زیرا تفاوت روش محاسبه میتواند نتیجه را تغییر بدهد.
گزارش ناشر چگونه میتواند عدد را توضیح بدهد؟
در Elsevier نرخ پذیرش مجلاتش را با تقسیم تعداد کل مقالات پذیرفتهشده بر تعداد کل مقالات ارسالی دنبال میکند. این توضیح به نویسنده کمک میکند که بداند حداقل در این گزارش، صورت و مخرج چگونه تعریف شدهاند و عدد به چه معنا نزدیکتر است. نویسنده با دانستن این روش میتواند نرخ گزارششده را با شفافیت بیشتری تفسیر کند.
جمعبندی: نویسنده چگونه از نرخ پذیرش بهدرستی استفاده میکند؟
نویسنده وقتی دربارهٔ پذیرش مقاله تصمیم میگیرد، میتواند نرخ پذیرش را بهعنوان یک عدد راهنما در نظر بگیرد، زیرا این نرخ نسبت پذیرش به ارسال را نشان میدهد. اما نویسنده باید همزمان به دلایل رد شدن فکر کند و دامنهٔ مجله را بررسی کند و روش محاسبهٔ نرخ را بشناسد. وقتی نویسنده این سه موضوع را کنار هم میگذارد، او میتواند «شانس اکسپت» را واقعبینانهتر تفسیر کند و انتخاب مجله را دقیقتر انجام بدهد.
در نهایت، نرخ پذیرش میتواند کمککننده باشد، اما بهتنهایی نمیتواند همهٔ واقعیتِ فرایند انتخاب را توضیح بدهد. نویسنده اگر این محدودیتها را ببیند، میتواند از عدد نرخ پذیرش استفاده کند، بدون اینکه آن را معیار قطعیِ کیفیت یا پرستیژ بداند. برای نگاه دیگری به موضوع شاخصها، بحثهایی مانند Journal Impact Factors هم مطرح میشوند و نویسنده میتواند پذیرش را در کنار همین بحثهای شاخصمحور قرار دهد.
منابع
کلمات کلیدی:
کامنتها
هیچ کامنتی برای این پست وجود ندارد.
مطالب مرتبط
امتیازدهی
نظر خود را برای ما ارسال کنید
اگر وارد حساب کاربری شوید، فیلدهای نام و ایمیل به طور خودکار پر میشوند.