رویکرد پژوهشی (Research Approach) چیست؟ انواع رویکردهای پژوهش و تفاوت آنها
دوره تخصصی پروپوزالنویسی
بیش از ۱۵ ساعت آموزش نگارش پروپوزال بهصورت تئوری و عملی
انتخاب رویکرد پژوهشی (Research Approach) از جمله تصمیمهای مهم در فرایند طراحی مطالعه است. رویکرد پژوهشی مشخص میکند که پژوهشگر برای پاسخ به سؤال پژوهش چگونه میان نظریه، داده و نتیجه حرکت میکند. به همین دلیل، انتخاب رویکرد باید با «مسئله پژوهش»، «سؤالهای پژوهشی» و «نوع دانشی که مطالعه قصد دارد ایجاد کند»، هماهنگ باشد.
رویکرد پژوهشی گاهی در کنار مفاهیمی مانند روش پژوهش، طرح پژوهش و منطق استدلال استفاده میشود، در حالی که این مفاهیم یکسان نیستند. رویکرد، جهت کلی مطالعه را مشخص میکند، طرح پژوهش برنامه مشخص اجرای آن را شکل میدهد و روش پژوهش به تکنیکهایی مربوط میشود که برای گردآوری و تحلیل دادهها استفاده میشوند.
انواع رویکردهای پژوهشی چیست؟
برای درک دقیق انواع رویکردهای پژوهش، بهتر است این موضوع را در چند سطح از یکدیگر تفکیک کنیم. سه رویکرد اصلی، از نظر نحوه مواجهه با داده و مسئله پژوهشی، شامل رویکرد کمی، رویکرد کیفی و رویکرد ترکیبی هستند. در کنار این تقسیمبندی، سه منطق استدلالی استقرایی، قیاسی و ابدکتیو نیز وجود دارند که در ادامه به معرفی آنها خواهیم پرداخت. همچنین پژوهش از نظر شیوه تأمین داده میتواند به پژوهش اولیه و پژوهش ثانویه تقسیم شود.
بنابراین، این اصطلاحات نباید همسطح و معادل یکدیگر در نظر گرفته شوند. برای مثال، «کمی» و «کیفی» به نوع رویکرد و داده مربوط هستند، در حالی که «استقرایی» و «قیاسی» به منطق حرکت میان داده و نظریه اشاره دارند.
رویکرد کمی در پژوهش
رویکرد کمی (Quantitative Approach) بر استفاده از دادههای عددی و تحلیل آماری تمرکز دارد. این رویکرد برای اندازهگیری متغیرها، بررسی روابط میان آنها و آزمون فرضیهها استفاده میشود. پژوهش کمی میتواند در مطالعات توصیفی، همبستگی و تجربی به کار رود. در پژوهش توصیفی، پژوهشگر به دنبال ارائه یک تصویر کلی از متغیرهای مطالعه است؛ در پژوهش همبستگی، رابطه میان متغیرها بررسی میشود؛ و در پژوهش تجربی، رابطه علت و معلولی میان متغیرها مورد بررسی قرار میگیرد.
دادههای کمی میتوانند از طریق پرسشنامههای بسته، آزمایش و مشاهدههایی که به شکل عددی ثبت میشوند گردآوری شوند. این دادهها پس از جمعآوری میتوانند با آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شوند. آمار توصیفی میتواند میانگین، میزان پراکندگی و الگوهای موجود در دادهها را نشان دهد و آمار استنباطی میتواند برای آزمون فرضیهها یا تعمیم نتایج نمونه به جامعه مورد استفاده قرار گیرد.
رویکرد کمی امکان استانداردسازی دادهها، تکرارپذیری مطالعه، مقایسه مستقیم نتایج، استفاده از نمونههای بزرگ و آزمون رسمی فرضیهها را فراهم میکند. با این حال، استفاده از تعاریف عملیاتی محدودکننده ممکن است برخی مفاهیم پیچیده را به اندازه کافی نشان ندهد. این رویکرد همچنین میتواند با مسائلی مانند دادههای از دسترفته، اندازهگیری غیردقیق و نمونهگیری نامناسب روبهرو شود.
مثال رویکرد کمی در پژوهش
در یک رویکرد کمی، پژوهشگر میتواند از ۳۰۰ دانشجو نظرسنجی کند و از آنها بخواهد میزان رضایت خود از عملکرد استادان را در یک مقیاس ۱ تا ۵ مشخص کنند. سپس دادههای بهدستآمده با تحلیل آماری بررسی میشوند و برای مثال میتوان نتیجه گرفت که میانگین رضایت دانشجویان از استادان ۴٫۴ بوده است. در این مثال، دادهها به صورت عددی جمعآوری و با استفاده از تحلیل آماری بررسی میشوند.
مثال دیگر، بررسی این فرضیه است که دانشجویان سال اول نسبت به دانشجویان سال چهارم بیشتر تعلل میکنند. در این مطالعه، میزان تعلل دو گروه با استفاده از مقیاس خودسنجی ۷ درجهای اندازهگیری میشود. پژوهشگر ابتدا با آمار توصیفی میانگین و پرتکرارترین نمره هر گروه را بررسی میکند و سپس با استفاده از آزمون آماری، تفاوت میان دو گروه را برای آزمون فرضیه بررسی میکند.
رویکرد کمی امکان استانداردسازی دادهها، تکرارپذیری مطالعه، مقایسه مستقیم نتایج، استفاده از نمونههای بزرگ و آزمون رسمی فرضیهها را فراهم میکند. این رویکرد همچنین میتواند با مسائلی مانند دادههای از دسترفته، اندازهگیری غیردقیق و نمونهگیری نامناسب روبهرو شود.
رویکرد کیفی در پژوهش
رویکرد کیفی (Qualitative Approach) برای درک مفاهیم، تجربهها، دیدگاهها و فرایندها استفاده میشود و بیشتر بر دادههای غیرعددی تمرکز دارد. این دادهها میتوانند در قالب متن، صوت، تصویر، ویدئو، مصاحبه یا یادداشتهای میدانی باشند. پژوهش کیفی زمانی میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند که موضوع مطالعه به درک عمیق نیاز داشته باشد یا اطلاعات و نظریه موجود درباره آن محدود باشد.
در پژوهش کیفی، روشهایی مانند مصاحبه، گروه کانونی، مشاهده، پرسشنامههای دارای سؤال باز و استفاده از دادههای موجود میتوانند به کار روند. تحلیل دادههای کیفی معمولاً با آمادهسازی و سازماندهی دادهها آغاز میشود و سپس بررسی داده، ایجاد نظام کدگذاری، اختصاص کدها و شناسایی موضوعات تکرارشونده دنبال میشود.
یکی از ویژگیهای مهم پژوهش کیفی، انعطافپذیری آن است. پژوهشگر میتواند در جریان گردآوری و تحلیل دادهها، با آشکار شدن ایدهها و الگوهای جدید، فرایند مطالعه را با آنها هماهنگ کند. با این حال، نقش تفسیر پژوهشگر میتواند باعث افزایش ذهنیت در تحلیل شود و استفاده از نمونههای کوچک نیز ممکن است تعمیم نتایج به جامعه گستردهتر را دشوار کند.
مثال رویکرد کیفی در پژوهش
مثال 1: تجربه دانشجویان از تحصیل
سؤال پژوهش: دانشجویان چه تجربهای از تحصیل در دانشگاه دارند؟
در این پژوهش، با ۱۵ دانشجو مصاحبه عمیق انجام میشود و سؤالات باز مانند «از تحصیل خود چه احساسی دارید؟»، «مثبتترین جنبه تحصیل شما چیست؟» و «چه چیزی میتواند تجربه تحصیل شما را بهتر کند؟» پرسیده میشود. سپس مصاحبهها پیادهسازی و تحلیل میشوند تا الگوها و موضوعات مشترک در پاسخها شناسایی شوند.
مثال ۲: فرهنگ سازمانی یک شرکت
سؤال پژوهش: کارکنان چگونه فرهنگ سازمانی یک شرکت را تجربه میکنند؟
پژوهشگر برای مدتی در محیط شرکت حضور پیدا میکند، مشاهدات خود را در قالب یادداشتهای میدانی ثبت میکند، از کارکنان پرسشهای باز میپرسد و با برخی از آنها مصاحبه عمیق انجام میدهد. سپس دادههای بهدستآمده بررسی میشوند تا الگوها و مضامین مرتبط با تجربه و دیدگاه کارکنان درباره فرهنگ سازمانی مشخص شود.
نکته: در رویکرد کیفی، هدف اصلی معمولاً اندازهگیری یا آزمون یک فرضیه نیست؛ بلکه درک عمیق مفاهیم، افکار و تجربههاست و دادهها بیشتر به شکل کلمات، متن، صوت، تصویر یا ویدئو هستند.

رویکرد ترکیبی در پژوهش
رویکرد ترکیبی (Mixed Methods Approach) عناصر پژوهش کمی و کیفی را در یک مطالعه ترکیب میکند. این رویکرد زمانی میتواند مناسب باشد که استفاده از روش کمی یا کیفی بهتنهایی نتواند بهطور کامل به سؤال پژوهش پاسخ دهد. ترکیب این دو نوع داده میتواند از یک سو اطلاعات گستردهتر و قابل تعمیمتری فراهم کند و از سوی دیگر، درک عمیقتر و زمینهمندتری از یک پدیده ایجاد کند.
در پژوهش ترکیبی، صرف استفاده همزمان از دادههای کمی و کیفی کافی نیست و رابطه میان این دو باید در فرایند پژوهش مشخص شود. یکی از دلایل استفاده از این رویکرد، افزایش اعتبار یافتهها از طریق مقایسه نتایج دو نوع داده است. زمانی که یافتههای کمی و کیفی در جهت یکدیگر باشند، این همگرایی میتواند اعتبار نتیجهگیری را تقویت کند و «مثلثسازی» (Triangulation) نامیده میشود.
مثال رویکرد ترکیبی در پژوهش
در یک مطالعه با رویکرد ترکیبی، پژوهشگر برای بررسی رضایت دانشجویان از تحصیل، ابتدا مصاحبههای کیفی با چند دانشجو انجام میدهد و از طریق سؤالات باز، بینشهای جدیدی کسب میکند که پیشتر به آنها فکر نکرده بود. سپس برای آزمون این بینشها در مقیاس بزرگتر، از یک پرسشنامه کمی استفاده میکند. همچنین ممکن است روند معکوس را طی کند: ابتدا با یک پرسشنامه کمی روندهای کلی را شناسایی کند و سپس با مصاحبههای کیفی، دلایل پشت این روندها را بهتر درک کند.
منطق استقرایی در پژوهش
استدلال استقرایی (Inductive Reasoning) از مشاهدهها و دادههای مشخص آغاز میشود و به سمت شناسایی الگوها و شکلگیری یک تعمیم یا نظریه حرکت میکند. زمانی که درباره یک موضوع مطالعات محدودی وجود دارد یا نظریه مشخصی برای آزمون در دسترس نیست، این رویکرد میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. فرایند آن با مشاهده آغاز میشود، سپس الگوها شناسایی میشوند و در پایان یک نتیجه کلی یا نظریه اولیه شکل میگیرد.
نتیجه حاصل از استدلال استقرایی نمیتواند بهطور کامل اثبات شود، زیرا مشاهده جدید میتواند با نتیجه قبلی تعارض داشته باشد. با این حال، افزایش تعداد و کیفیت مشاهدهها میتواند قابلیت اتکای نتیجه را افزایش دهد.

منطق قیاسی در پژوهش
استدلال قیاسی (Deductive Reasoning) از یک نظریه یا ایده کلی شروع میشود و به سمت نتیجه یا آزمون مشخص حرکت میکند. در این رویکرد، پژوهشگر ابتدا نظریه یا مسئله را مشخص میکند، سپس فرضیهای قابل آزمون شکل میدهد و بعد دادههایی را جمعآوری میکند که بتوانند فرضیه را بررسی کنند. در پایان، دادهها تحلیل میشوند و درباره حمایت از فرضیه یا رد آن تصمیم گرفته میشود.
استدلال قیاسی بهویژه با پژوهش کمی ارتباط دارد، اما این دو مفهوم با یکدیگر مترادف نیستند. به همین ترتیب، استدلال استقرایی نیز بیشتر با پژوهش کیفی ارتباط دارد، اما نمیتوان این دو را کاملاً معادل یکدیگر دانست.

رویکرد ابدکتیو در پژوهش
رویکرد ابدکتیو (Abductive Approach) بر توضیح مشاهدههای ناقص، یافتههای غیرمنتظره یا مسئلههایی تمرکز دارد که نظریههای موجود نمیتوانند بهسادگی آنها را توضیح دهند. در این رویکرد، پژوهشگر میتواند میان داده و نظریه حرکت کند تا توضیح مناسبی برای یک پدیده پیچیده پیدا کند.
رویکرد ابدکتیو میتواند از عناصر استدلال استقرایی و قیاسی استفاده کند و بهویژه زمانی مطرح میشود که یافتههای پژوهش با انتظار اولیه یا توضیحهای موجود هماهنگ نباشند. بنابراین، این رویکرد بیشتر بر چگونگی توضیح یک یافته غیرمنتظره تمرکز دارد.
مقایسه منطق قیاسی و منطق استقرایی در پژوهش
منطق قیاسی از عام به خاص حرکت میکند؛ با نظریه یا ایده کلی آغاز میشود، سپس فرضیهای قابل آزمون ساخته میشود، دادهها جمعآوری و تحلیل میشوند و در پایان درباره رد یا عدم رد فرضیه تصمیمگیری میشود. هدف آن آزمون نظریه موجود است و بیشتر با پژوهش کمی مرتبط است.
منطق استقرایی از خاص به عام حرکت میکند؛ با مشاهدهها و دادههای مشخص آغاز میشود، سپس الگوها شناسایی میشوند و در نهایت یک تعمیم یا نظریه اولیه شکل میگیرد. هدف آن تولید نظریه است و بیشتر با پژوهش کیفی مرتبط است.
این دو منطق با رویکردهای کمی و کیفی مترادف نیستند و میتوانند در یک مطالعه ترکیب شوند.

پژوهش اولیه و پژوهش ثانویه
تقسیمبندی دیگری که در این مقاله مطرح شده است، به شیوه تأمین داده مربوط میشود. پژوهش اولیه (Primary Research) زمانی انجام میشود که پژوهشگر دادهها را مستقیماً و بهصورت دستاول جمعآوری کند. پرسشنامه، مطالعه مشاهدهای، مصاحبه و گروه کانونی از نمونههای پژوهش اولیه هستند.
پژوهش ثانویه (Secondary Research) از دادههایی استفاده میکند که پیشتر توسط افراد یا سازمانهای دیگر جمعآوری شدهاند. تحلیل آماری دادههای موجود، مرور متون، مطالعه موردی و تحلیل محتوا از شکلهای رایج پژوهش ثانویه هستند. این روش معمولاً به زمان و هزینه کمتری نیاز دارد، اما دسترسی آسان به داده به معنای اعتبار یا بهروز بودن آن نیست و سوگیری موجود در پژوهش اولیه میتواند به نتایج پژوهش ثانویه نیز منتقل شود.

چگونه رویکرد پژوهشی مناسب را انتخاب کنیم؟
انتخاب رویکرد پژوهشی به عوامل مختلفی مانند هدف پژوهش، سؤال پژوهش، نوع دانشی که قرار است تولید شود، نوع داده مورد نیاز و نظریههای موجود بستگی دارد. اگر هدف پژوهش اندازهگیری یک موضوع، بررسی رابطه میان متغیرها یا آزمون یک فرضیه باشد، رویکرد کمی میتواند مناسب باشد. اگر هدف، درک مفاهیم، تجربهها و معناها باشد، رویکرد کیفی میتواند انتخاب شود. اگر هیچکدام از این دو رویکرد بهتنهایی پاسخ کافی ایجاد نکنند، رویکرد ترکیبی میتواند مورد توجه قرار گیرد.
همچنین منطق استدلال باید با هدف پژوهش هماهنگ شود. رویکرد قیاسی زمانی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد که پژوهشگر قصد آزمون یک نظریه یا فرضیه موجود را داشته باشد. رویکرد استقرایی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که پژوهشگر بخواهد یک پدیده را بررسی کند و از دادهها به بینش نظری جدید برسد. رویکرد ابدکتیو نیز برای توضیح یافتههای غیرمنتظره و مسائل پیچیده مناسب است.
در نتیجه، انتخاب رویکرد پژوهشی نباید تنها بر اساس نام روش یا ترجیح پژوهشگر انجام شود. مسئله پژوهش و سؤالهایی که مطالعه قصد دارد به آنها پاسخ دهد، باید نقش اصلی را در این انتخاب داشته باشند. پس از مشخص شدن رویکرد، پژوهشگر میتواند طرح پژوهش و روشهای گردآوری و تحلیل داده را نیز متناسب با آن مشخص کند.
منابع
کلمات کلیدی:
کامنتها
هیچ کامنتی برای این پست وجود ندارد.
مطالب مرتبط
امتیازدهی
نظر خود را برای ما ارسال کنید
اگر وارد حساب کاربری شوید، فیلدهای نام و ایمیل به طور خودکار پر میشوند.